بالاخره رقابت های مقدماتی انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا امروز با به دست آوردن تعداد ۱۱۱۸ نماینده حزب دموکرات که عددسحرآمیز برای دستیابی به نامزدی حزب بود به پایان رسید. اوباما در شهر مینه سوتا درحالی که حدود بیست هزار نفر تجمع کرده بودند وفریادهایشان تمام نمی شد، به استقبال اوباما رفتند که در سخنرانی بسیارجذابی که اراپه کرد دونکته بسیار مهم را مورد توجه قرار داد. اول آنکه به تقدیر از هیلاری کلینتون وحتی بیل کلینتون و پرداخت و سپس با آنکه سوابق مک کین را مورد قدردانی داد اما حمله شدیدی به سیاست های دولت بوش وشباهت سیاست های مک کین باوی کرد.
یکی از نکاتی که خیلی از مواقع در صحبت های اوباما دیده می شود تاکید برای آمریکایی بودن ونه دموکرات ویا جمهوری خواه بودن است که مرا به یاد شعار آًقای خاتمی می اندازد که از ایران برای همه ایرانیان سخن می گفت. شعاری که بسیار جذاب بود ولی نه در هشت سالی که او درمسند کار بود چندان کار مهمی درراستای ان انجام شد ونه بعداز روی کار آمدن محمود احمدی نژاد چنین دیدگاهی مورد توجه قرار داشته است. پیش ازاوباما سخنرانی هیلاری کلینتون پخش شد که به نوعی می توانم بگویم بیشتر متوجه خودش بود و گفت که بازی هنوز تمام نشده است. اگر بخواهم خلاصه کنم فحوای کلامش را باید بگویم که کلینتون ۱۷ میلیون رای ریخته شده به سبدش را گرو خواهد گرفت تا آنچه که می خواهد را به دست بیاورد.
درحال حاضر آنچه می خواهد دیگر کاندیدای حزب دموکرات شدن نیست. گمانه زنی ها بر سراین است که آیا به وی سمت معاون رییس جمهوری پیشنهاد خواهد شد؟ یا وزیر خارجه؟ یا رییس اکثریت مجلس؟ یا دیگر چیزهایی که به هرحال به خروج آبرومند وی از این مرحله بیانجامد. اغلب کارشناسان امشب گفتند که سخنرانی کلینتون سخنرانی کسی نبود که می خواهد معاون رییس جمهوری بشود. به نظر من همین همین طور بود. به نظرم سخنرانی اش به نحوی طلبکارانه بود ودرحالی که می توانست با دعوت حزبش به متحد شد در برابر مک کین توجه زیادی را به خود جلب کند اما این کار را نکرد. نه سخاوتمندانه بود نه همگرایانه....به هرحال رقابت های نهایی بین مک کین و اوباما طی هفته های آینده شروع خواهد شد. ن
کته جالب برای ما ایرانی ها شاید این باشد که موضوع رابطه آمریکا با ایران - که گزینه هایی از حمله نظامی تا گفت وگو مستقیم با رهبران ایران را دربرمی گیرد- یکی ازموضوعات مهم در عرصه سیاست خارجی خواهد بود. ایران یک بار در انتخابات دیگر دموکرات ها موثر بود وآن وقتی بود که درجریان گروگان گیری، جیمی کارتر - که امشب از اوباما حمایت کرد- انتخابات را به ریگان باخت. امسال اتفاقی از طرف ایرانی رخ نداده است. نگرانی اینجاست که با آنکه طرف ایرانی این بار دست از پا خطا نکرده است با توجه به حساسیت ماجرا اگر تندروهای آمریکایی فکر کنند که یک نوع بهانه گیری وحمله نظامی - حتی از نوع محدودش - باعث توجه مردم به مساله امنیت ملی و در نتیجه سابقه و سختگیرانه بودن مک کین بشود از این کار دریغ نخواهند کرد....
این خیلی موضوع مهمی است که رهبران ایرانی باید متوجه آن بشوند و کاری نکنند که طعمه تندروهای آمریکایی یا اسراییل بشوند. البته این را هم بگویم که اگر اوباما هم رییس جمهور آمریکا بشود به این معنی نیست که همه مساپل استراتژیک بین ایران وآمریکا یک شبه حل می شود. توجه به این نکته خیلی مهم است که معمولا این دموکرات ها بوده اند که به ایران خیلی سخت گرفته اند و اینکه مساله ایران وآمریکا مواردی است که چه دموکرات ها سر کار باشند وچه محافظه کاران چندان فرقی نخواهد کرد. البته با این تفاوت که گمان نمی کنم اوباما از گزینه نظامی بخواهد استفاده کند - هرچند آن را از روی میز برنخواهند داشت- مگر اینکه ازطرف ایران کار عجیب وغریبی صورت بگیرد که اوباما برای اینکه نشان بدهد آدم سفت وسختی است دستش را بگذارد روی ماشه....
برخی از دوستان نوشته بودند که چرا اینقدر از انتخابات آمریکا می نویسم. دلیلش این است که به هرحال در این جامعه درحال حاضر زندگی وتحصیل می کنم. واتفاقا تحصیلم رابطه مستقیم دارد با آنچه درحال رخ دادن است به نحوی که برای مثال تنها ترم گذشته جمعی از مطرح ترین نویسندگان، استراتژییست های کمپین های انتخاباتی آمریکا و اندیشمندان این کشور به دانشگاه ویا حتی گروه های کاری که با دیگر روزنامه نگاران محلی داریم، آمده اند و برعکس....به نظرم این فرصت خیلی منحصر به فردی برای کسی است که سالها دنیا را از زاویه دیگری نگاه کرده است. به خصوص که این انتخابات به نوعی می تواند برای کشورمان نیز می تواند بسیار تاثیرگذار باشد.
مضافا به اینکه بسیاری از آنچه که از این جامعه به خارج از آن منعکس می شودآنچنان با پیش ذهنیت ها و تعصبات و دیدگاه های شخصی در هم امیخته است - مانند خیلی ازخیلی ازچیزهایی که درمورد ایران گفته می شود اما در عالم واقع صدق نمی کند -که به نظرم هر چه قدر افراد بیشتری که نگاه صاف و بدون پیش ذهنیتی دارند - یا سعی می کنند داشته بانشد- نظرات خود را دراین زمینه منتقل کنند می تواند فضای شفاف تری را ایجاد کنند. قبلا هم نوشته بودم که همه دنیا ایران نیست. برخی ازکسانی که در این بخش دنیا زندگی می کنند همه معیارهای قضاوتشان همان هایی است که در ایران به کار می بستند. خیلی هاشان ارتباط منطقی ونزدیکی با عالم واقع در غرب ندارند و همه چیز را اولا ایرانیزه می کنند وبعد آن را مورد بررسی قرار می دهند. چنین نگاهی به واقعیات دنیای معاصر خواننده وطنی را دست پر از نشستن پای رایانه خود به خانه اش باز نمی گرداند.
علاوه براین در این چند وقت دیدم که آنقدر حتی درانتقال اطلاعات اشتباه می کنند وبدون اینکه کنترل کنند منابع خبری را به انعکاس آن می پردازند - چه با غرض چه بی غرض -که آدمی تعجب می کنند. از جمله این موضوعات مثلا همین ترکیب بدنی مشاورین کاندیداهای ریاست جمهوری در رابطه با ایران است. برخی افراد حتی اسامی مشاورین اینها را نمی دانند اما براساس شنیده ها تحلیل های می کنند که از اساس بی معنی است. مثل آن بلاگری که نوشته بود ری تکیه، مشاور باراک اوباما است. درحالی که ری تکیه یکی ازمشاورین هیلاری کلینتون است. .....این باشد تا بعد .....فقط یک نکته دیگر: به نظرم این برای یک آمریکا خیلی مهم است که امشب کسی کاندیدای ریاست جمهوری شد که پدرش سالها قبل از آفریفا به آمریکا آمد تا با بورسی که گرفته بود زندگی خانواده است را تغییر دهد. امروز فرزند آن مردیکی از دومردی است که می تواند رییس جمهور آمریکا شود. این به نظرم درنوع خودش بسیار جالب است....